الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
194
تفسير مجمع البيان (فارسى)
باشد ، خداوند براى او گسترش مىدهد . تا هنگامى كه آنچه وعده داده مىشوند ، - يا عذاب يا قيامت را - بنگرند ، خواهند دانست كه جايگاه كى بدتر و سپاه كى ضعيفتر است ؟ قرائت : ننجى : كسايى و روح و زيد از يعقوب به تخفيف و ديگران به تشديد خواندهاند و هر دو بيك معنى هستند . مقاماً : ابن كثير بضم ميم و ديگران بفتح خواندهاند . بفتح ميم ممكنست مصدر و ممكنست اسم مكان باشد و بضم ميم اسم مكان است . رئيا : اهل مدينه - بجز روش - و ابن عامر و اعشى و برجمى از ابو بكر « ريا » به تشديد و ديگران « رئيا » بهمزه خواندهاند . رئى اسم مصدر و به معناى مرئى است و ممكنست همزه قلب به ياء و در ياء دوم ادغام شود . لغت : حتم : قطع . اثاث : متاع . مفرد آن « اثاثه » . رئى : آنچه كه انسان از ظاهر احوال قوم مىنگرد . اين كلمه به معناى مرئى است مثل ذبح به معناى مذبوح . ندى : مجلس . نادى . دار الندوه مكه ، خانه قصى بود كه تيمناً براى مشاوره در آنجا گرد مىآمدند . اصل اين كلمه ، به معناى مجلسى است كه اهل كرم در آن جمع شوند . حاتم گويد : و دعيت فى اولى الندى و لم * ينظر الى با عين خزر يعنى : به مجلس بزرگان دعوت شدم و بگوشهء چشمى به من نگاه نشد . اعراب : إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها : « منكم » صفت است براى « احد » كه مبتداى محذوف است . جثيا : حال .